منظور از «استکبرت ام کنت من العالین.» یعنی چه كسانی هستند؟؟

منظور از «استکبرت ام کنت من العالین.» یعنی چه كسانی هستند؟؟
اطلاعات بیشتر : ابوسعید خدری می گوید:
با عده ای از اصحاب در حضور رسول خدا صلی الله علیه و آله نشسته بودیم که مردی از راه رسید و گفت: ای رسول خدا توضیح بده که منظور از عالین در این آیه چه کسانی هستند:
«استکبرت ام کنت من العالین.»
(خداوند به ابلیس فرمود: چرا بر آدم سجده نکردی؟ تکبر کردی یا از عالین (برترین ها) بودی؟)

رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود:« دو هزار سال پیش از آنکه خداوند آدم را بیافریند، من و علی و فاطمه و حسن و حسین در سراپرده عرش، او را تسبیح می‌کردیم و فرشتگان نیز به دلیل تسبیح ما خداوند را تسبیح می کردند.
زمانی که خداوند آدم را آفرید، فرشتگان را امر کرد که برای او سجده کنند ولی به ما فرمان سجده نداد. همه فرشتگان سجده کردند جز ابلیس که خودداری کرد و سجده نکرد. در این هنگام خداوند متعال به او فرمود:« استکبرت ام کنت من العالین » (تکبر کردی یا از عالین (برترین ها) بودی؟) یعنی از پنج نفری که نام‌هایشان در سراپرده عرش نوشته شده است.»

آن گاه رسول خدا صلی الله علیه و آله افزود:« ما در خدا هستیم که تنها از آن می توان به خدا رسید. هدایت شدگان با ما هدایت می یابند؛ هر کس ما را دوست بدارد، خداوند او را دوست می دارد و در بهشت جایش می‌دهد و هر کس ما را دشمن بدارد خداوند او را دشمن می دارد و در دوزخ می‌افکند؛ و فقط کسانی که نسلشان پاک است، دوستدار مایند.»

منابع:

* بحارالانوار، ج 39، ص306، حدیث120

کاش قرآن خوانده بودم در حیات

بود مشتاق تجارت یک جوان               گشت از این رو سوی غربت روان

گفت خواهم رفت اکنون سوی چین          پیش رفتم گاه برگشتن ببین

چون پدر شوق سفر دیدش به سر           گفت همره نامه ی من را ببر

تا رسیدی نامه ام را باز کن                        روز اول خواندنش آغاز کن

آنچه گفتم تو عمل کن مو به مو                       تا نگردی با بلاها روبرو

با همه تاکیدها در آن دیار                       گشت او غرق تجارت غرق کار

گوییا پند پدر را باد برد                             گشت غافل نامه را از یاد برد

مدتی آنجا اقامت داشت او                     لیک ننمود از سفر برداشت او

رفت بازاری که کیفش را زدند                       گوییا آن مردمان دیو و ددند

کرد با شخصی تجارت ماه بعد              زود مالش خورد همچون برق و رعد

ماه سوم سهم از شرکت خرید                     زین تجارت نیز او خیری ندید

چون نبودش بهره ای غیر از ضرر               او روان سوی وطن شد زان سفر

تا که در ره کیف خود را وانمود                        نامه بابا در آن پیدا نمود

 

( لطفا برای دریافت بقیه شعر به ادامه مطلب بروید )

ادامه نوشته

جقدر بی ریا

قد افلح المومنون  الذین هم فی صلاتهم خاشعون

مومنان رستگارشدند  همان کسانی در که درنمازخود خشوع دارند  سوره مومنون


منبع

چهار پناهگاه در زندگی از نگاه امام صادق علیه السلام

رئیس «محدثین شیعه» ، مرحوم صدوق، در کتاب ارزشمند «خصال» از رییس مذهب شیعه امام صادق (ع) چنین نقل کرده است:
از چهار گروهی که از چهار چیز می ترسند و نسبت به آن نگران هستند، تعجب می کنم، چرا به چهار چیز پناه نمی برند:
۱٫ آنکه ازترس می نالد، چرا به این کلام خداوند عزوجل پناه نمی بردکه فرموده است:
«حسبنا الله و نعم الوکیل؛ [لطف و یاری] خدا برای ما بس است و چه خوب وکیلی است ! » (آل عمران، آیه ی ۱۷۳)
زیرا خدای جل جلاله به دنبال این آیه فرموده است: «آنان که چنین گفتند، با پیروزی و سرافرازی، بی آنکه اندکی به آنها برسد، از جهاد برگشتند» .
۲٫ درشگفتم از کسی که از غم در هراس است، چرا به دعای یونس (ع) پناه نمی برد، آنجا که خداوند عزوجل از قول او فرمود: «لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین؛ جز تو خدایی نیست، تو از اینکه مورد اعتراض باشی، منزهی. به راستی که من از ستمکاران بودم» . (سوره ی انبیاء آیه ی ۸۷) ؛ زیرا خداوند، به دنبال این آیه فرموده است: «یونس این گونه به خدا پناه برد، ما او را از غم رهایی دادیم و این گونه، مؤمنین را از غم نجات می دهیم» .
۳٫ در تعجبم از شخصی که درباره اش مکر و حیله شده ا ست، چرا به این گفتار خداوندپناه نمی بردکه فرمود: «و افوض امری الی الله ان الله بصیر بالعباد؛ کارخود را به خدا واگذار می کنم، بی شک او نسبت به بندگان بیناست» . (سوره ی مؤمن، آیه ی ۴۴)؛ زیرا خداوند درباره ی گوینده این سخن فرمود: «فوقاه الله سیئات ما مکروا؛ خداوند از بدی هایی که درباره اش اندیشیده بودند، او رانگه داشت» .
۴٫ و در شگفتم از کسی که دنیا و زینت آن را می خواهد که چرا پناه نمی برد به آیه ی «ما شاء الله لا قوه الا بالله» . (سوره ی کهف، آیه ی ۳۹)؛ زیرا خداوند از قول شخصی مؤمنی که درحال «مناظره» با رفیق ناسپاس خود بود، می فرماید: «چرا وقتی داخل باغت شدی، این جمله را نگفتی. «هر چه خدا خواست و نیرویی نیست جز از سوی خداوند» . زیرا من از امام صادق (ع) شنیدم که خداوند به دنبال این گفتار، از قول آن مؤمن، به یار همراهش گفت: اگر می بینی و من مال و فرزندکمتری دارم، پس، امیدوارم که خداوند بهتر از باغ تو را نصیبم کند: «فعسی ربی ان یؤتین خیرا من جنتک؛ ممکن است، خداوند بهتر از باغ تو را به من ببخشد» . (سوره ی کهف، آیه ی ۴۰) و امیدش به تحقق پیوست؛ زیرا عسی در آیه موجبه ا ست. (۱)

پی نوشت ها:

۱٫ الخصال، مرحوم صدوق، ص ۲۱۸٫

منبع:کتاب بشارت
نویسنده:سید محمد باقر طباطبایی

برگرفته از سایت شیعه ها

شهر رمضان الذی انزل ..........

قرآن

 

کتابی پر ز اعجاز است قرآن

 

پر از رمز و پر از راز است قرآن

 

اگر درها به سویت بسته گشتند

 

چو راهی سوی تو باز است قرآن

 

ذكر يونسيه

 

چند حديث در فضيلت اين دعا


 

پيامبر گرامى صلى الله عليه و آله :

 

 هر بيمار مسلمانى كه اين دعا را بخواند، اگر در آن بيمارى (بهبودى نيافت

و) مرد پاداش شهيد به او داده مى شود و اگر بهبودى يافت خوب شده در

حالى كه تمام گناهانش آمرزيده شده است .

 

رسول خدا صلى الله عليه و آله :

 

 آيا به شما خبر دهم از دعايى كه هرگاه غم و گرفتارى پيش آمد آن ادعا را

بخوانيد گشايش ‍ حاصل شود؟ اصحاب گفتند: آرى اى رسول خدا. آن حضرت

فرمود: دعاى يونس كه طعمه ماهى شد: لا اله الا انت سبحانك انى كنت

من الظالمين .

 

 

امام صادق عليه السلام :

 

عجب دارم از كسى كه غم زده است چطور اين دعا را نمى خواند لا اله الا

انت سبحانك انى كنت من الظالمين چرا كه خداوند به دنبال آن مى فرمايد:

فاستبجنا له و نجيناه من الغم و كذلك ننجى المؤ منين (ما او را پاسخ داديم

و از غم نجات داديم و اين چنين مؤ منان را نجات مى دهيم ).

 مرحوم كلينى نقل مى كند: مردى خراسانى بين مكه و مدينه در ربذه به

امام صادق عليه السلام برخود و عرضه داشت : فدايت شوم من تا كنون

فرزنددار، نشده ام ، چه كنم ؟

حضرت فرمود: هرگاه به وطن برگشتى و خواستى به سوى همسرت روى

آيه ، و ذالنون اذ ذهب مغاضبا فظن ان لن نقدر عليه فنادى فى الظلمات ان لا

اله الا انت سبحانك انى كنت من الظالمين را تا سه آيه بخوان ان شاء الله

فرزنددار خواهى شد .

 

آثار ذکر یونسیه ص  ۸۲-۹۶

  

  آيه :   87   سوره انبیا  

  وَذَا النُّونِ إِذ ذَّهَبَ مُغَاضِبًا فَظَنَّ

 أَن لَّن نَّقْدِرَ عَلَيْهِ فَنَادَى فِي الظُّلُمَاتِ أَن

لَّا إِلَهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي كُنتُ مِنَ الظَّالِمِينَ

    ترجمه :     

 

 و ذوالنون (يونس را به ياد آور) آن هنگام كه خشمگين (و با قهر از ميان مردم

بيرون ) رفت و گمان كرد كه (آسوده شد و) ما بر او تنگ نخواهيم گرفت ، (امّا همين

كه در كام نهنگ فرو رفت و سبب آن را دانست ) پس در آن تاريكيها ندا داد كه

(خداوندا!) جز تو معبودي نيست ، تو پاك و منزهي (و) همانا من از ستمكاران بودم (و

نمي بايست مردم را بخاطر سرسختي شان رها كرده و تنها بگذارم

 

آيه :   88     

  فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَنَجَّيْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ

وَكَذَلِكَ نُنجِي الْمُؤْمِنِينَ

 

پس پذیرفتیم ازاو و او را ازغم واندوه نجات دادیم

 

واینگونه مومنان نجات می دهیم .

 

ادامه نوشته

محمد صلى الله عليه وسلم by إنـســ ــ ـ ـ ـان.

سوره یس

 

حضرت رسول اکرم صلى الله علیه و آله

 

 فرمودند:

 

هر چیزی را قلبی است وقلب قرآن سوره

 

یس است ،هرکس با ایمان سوره یس را با

 

نیت خالص و توجه به خدا و معنی آن

 

بخواند ، خداوند متعال او را بیامرزد و

 

چنان باشد که از روی ثواب ۲۲ بار قرآن

 

را خوانده باشد .

 

خواص آیات قرآن ص۱۳۲

بهلول

هارون الرّشید از بهلول پرسید كه آخرت مرا چطور می‎بینی؟ بهلول گفت: از این آیه می‎توانی جای خود را در آخرت بدانی:

«إِنَّ الْأَبْرارَ لَفِی نَعِیمٍ وَ إِنَّ الْفُجَّارَ لَفِی جَحِیمٍ»[1]

یعنی نیكوكاران در بهشت‎اند و بدكاران در جهنم.

هارون گفت: پس قرابت من با رسول خدا كجا رفت بهلول گفت:

«فَإِذا نُفِخَ فِی الصُّورِ فَلا أَنْسابَ بَیْنَهُمْ»[2

 یعنی در قیامت وقتی كه اسرافیل به صور خود دمید پس آن وقت نسبی در بین نخواهد بود.

یعنی قرابت تو به پیغمبر (ص) بدون عمل به تو نفعی نخواهد بخشید.

هارون گفت: پس شفاعت پیغمبر (ص)‌ چه شد؟ بهلول گفت:

«مَنْ ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ»[3]

 كیست آن كسی كه شفاعت بكند مگر به اذن خودش.

هارون گریست و اشك چشمش محاسن او را تر كرد و گفت آیا عمل من مرا نجات نمی‎دهد؟ بهلول گفت:

«فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَیْراً یَرَهُ وَ مَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا یَرَهُ»[4]

پس هر كه عمل می‎كند به قدر ذرّه‎ای از نیكی می‎بیند آن را و جزای عمل به همان مقدار به او می‎رسد و هر كه عمل بكند به قدر ذرّه‎ای شرّ و بدی، می‎بیند آن را.

هارون گفت: مقرّر كردم كه مؤنه ترا هر روز مهیّا دارند.

بهلول گفت: آنكه مرا خلق كرده،‌مرا فراموش نخواهد كرد، و از نزد او بیرون شد.[5]


[1] . سورة انفطار، آیات 14 و 15.

[2] . سورة مؤمنون، آیة 140.

[3] . سورة بقره، آیة‌ 275.

[4] . سورة زلزال، آیة 8 و 9.

[5] . بهلول عاقل، میرزا علی آقا صدر.